حكيم ابوالقاسم فردوسى
324
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
به جنگ الانان فرستادى . [ چگونه است كه ] از ميان اين همه بزرگان خسرونژاد ، هيچكس ديگرى به ياد شاه نيآمد ؟ من نژاد او را نمىدانم و هرگز شاهى بدين گونه نشنيدهام . چون زال اين سخنان را بگفت ، همهء آن انجمن با او همداستان گشتند و خروشى از آن ايرانيان برآمد و گفتند كه : اى شاه ، چون لهراسپ را اين چنين بركشى ، ما ديگر از اين پس كمر نبنديم و هيچيك در كارزار ، رزم نجوييم . چون خسرو آن سخنان را از زال بشنيد ، به دو گفت : مشتاب و تندى مكن زيرا هر كسى كه سخن به بيداد گويد ، از آتش بجز دود نيابد . كردگار نيز اين بدى را از ما نپسندد كه كسى را كه يزدان ، نيكبخت و سزاوار و زيبندهء شاهى و تاج و تخت كند ، نپذيريم و سر از فرمان او بپيچيم . پروردگار گيهان آفرين بر زبان من گواه است كه لهراسپ همهء اين هنرها را دارد و او را شرم و كيش و نژاد است و راد و پيروز و از داد نيز شاد مىباشد . او نبيرهء هوشنگ شاه است « 1 » و خردمند و بينا دل و پاك دست مىباشد . او كسى است كه پاى جادوان را از خاك بركنَد و راه يزدان پاك را پديد
--> ( 1 ) - در باب نسب لهراسپ اختلاف بسيارى وجود دارد . بسيارى او را پسر عموى كى خسرو دانستهاند ، ليك نامى از پدرش نبردهاند . ر . ك . ثعالبى ، غررالسير ، ص 152 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 78 مجمل التواريخ و القصص ، ص 91 . در تاريخ سيستان ، ص 201 لهراسپ عموى كى خسرو دانسته شده است . در بندهش وى پسر زاب ، پسر منوش ، پسر كيپسين ، پسر كياپيوه ، پسر كى قباد است . ص 151 . مستوفى او را پسر اروند شاه پسر كيپشن پسر كى قباد دانسته است . تاريخ گزيده ، ص 91 . بسيارى هم نام پدر لهراسپ را با اختلاف بسيار در نوع ضبط ، كياوجى ( كيوخى ، فنوخى ، قنوج ، تتوفى ) ذكر كردهاند . ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 617 - 616 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 47 و 14 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 432 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 222 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 159 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 36 ابن اثير ، الكامل ، ج 3 ، ص 104 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 180 . نيز ر . ك . دينورى او را پسر كيميس دانسته است . الأخبار الطوال ، ص 48 . صاحب مجمل التواريخ و القصص نيز او را پسر كتمش خوانده است . ص 30 - 29 . در هر حال غالباً نسب او را به كى قباد رساندهاند . اما اين كه آيا كى خسرو فرزندى داشته يا نه . بايد گفت برخى برآنند كه كى خسرو اصلاً ازدواج نكرد و از اين رو او را فرزندى نبود تا جانشين خود سازد . ر . ك . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 91 مجمل التواريخ و القصص ، ص 29 دساتير ، ص 123 - 122 . ليك طبرى از چهار فرزند كى خسرو به نامهاى « كاماس و اسپهر و رمى و رمين » نام برد . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 433 . در فروردين يشت ، فقرهء 137 نيز از كسى به نام آخْرورَ Axrra نام برده شده است كه شايد پسر كى خسرو بوده باشد . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 265 .